تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

یک غزل . اما تمامش درد بود

    یک غزل . اما تمامش درد بود

    قصه تنهایی یک مرد بود

    غصه مردی که در باغ دلش

    هرچه گل رویید رنگش زرد بود

    او که جنسش از بهاران بود اما قصه اش

    یک زمستان بلند سرد بود

    بارها پرسیده ام این روزگار بی وفا

    از چه در حقش چنین نامرد بود

    مرد تنها لحظه ای احساس آرامش و بعد

    بر سر دوش هزاران مرد بود

    او که تابوتش چنین بر دوش مردم میرود

    روزگاری شاعری پردرد بود 
     
    منبع : http://www.sorayya652002.blogfa.com/


    این مطلب تا کنون 62 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ یکشنبه 17 مرداد 1395 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : ,
    یک غزل . اما تمامش درد بود

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز دوشنبه 3 مهر 1396

  • تعداد وبلاگ :55471
  • تعداد مطالب :149160
  • بازدید امروز :447473
  • بازدید داخلی :33839
  • کاربران حاضر :149
  • رباتهای جستجوگر:464
  • همه حاضرین :613

تگ های برتر